در خصوص مهارتهای زبانی ، هر چهار مهارت از ابتدا باید مورد توجه قرار گرفته Integrated Skills)) و هماهنگ پیش برده شوند. فعالیتهای کلاسی از شکل انفرادی به فعّالیّتّهای دو نفره و گروهی (Pair & Group Work Activities) باید تغییر چهره داده و توجه برFluency در تمرین ها و فعّالّیّتهای آموزشی ضمن حفظ Accuracy تقویت و دنبال شود. یکی دیگر از اصول مهم مورد تأکید در این نگرش ، استفاده از منابع زبانی دانش آموزان (Students' Language Resources) است ، ‌چرا که با گستره روز افزون تکنولوژی ، بسیاری از کلمات و عبارات انگلیسی هستند که ندانسته مورد استفاده قرار می گیرند و این امر مورد غفلت است. تغییر رویکرد ESL / EFL به EIL که عبارت است از- English as an International Language- و تبعیّت از اصول حاکم بر این نگرش در طراحی کتاب درسی و امر تدریس نیز بسیار مهم و ضروری است.

در ادامه با ذکر سؤالاتی که در چند ماه اخیر به وبلاگ واصل شده و یا توسط همکاران عزیز در جلسات گروه‌های آموزشی ارائه شده اند را پاسخ می دهیم تا شبهات موجود مرتفع شود.


سوال1: در ابتدای درس مکالمه ای آمده است که عیناً در کتاب های درسی گذشته نیز به همین منوال آمده بود. پس چه فرقی دارد؟

پاسخ: در کتب سابق ، بعد از مکالمه ، هدف اصلی تدریس نکات گرامری بود و می بایست مکالمه بر نکته گرامری منطبق شده و در نهایت Accuracy مورد نظر تحقق می یافت اما در CLT مبنا بر تعامل و ارتباط است لذا در این بخش ، آموزش نقش‌های زبانی language Functions ‌هدف اصلی بوده که تاکید بر Fluency دارد. این موضوع با آورده شدن نقش های زبانی در بخش Practice بعد از هر مکالمه که در تمام دروس به دو نقش و در درس هفتم به سه نقش اشاره شده است ، مورد اشاره قرار گرفته که این امر کاملا منطبق با نگرش است.


سوال2: دانش آموز قرار است در هر درس چه چیزی را یاد بگیرد؟ چه لغاتی را یاد بگیرد ؟ گرامر کجا جا دارد؟

جواب: در این نگرش Fluency نیز مانند Accuracy دارای اهمّیّت است و در کتب سابق این امر از امور مغفول بود ، لذا باید از این نقطه آغاز نمود. دانش آموزان می‌بایست نقش‌های زبانی هر درس را به خوبی فرابگیرند و بتوانند آن‌ها را در جهان واقع بکار ببندند. مثلا سلام و احوالپرسی کنند. سن خود و اعضای خانواده خود را بگویند. اعضای خانواده خود را نام برده و شغل آن ها را بگویند. و موارد دیگری که در کتاب لحاظ شده است. پس عبارتهای مورد اشاره در بخش Practice به صورت یک عبارت fixed expression باید توسط دانش آموز فراگرفته شود. اینکه از چه حروفی و کلماتی تشکیل شده و ساختار گرامری آن چیست اصلا مورد نظر نیست. دانش آموز می خواهد سلام کند و حال دوستش را بپرسد . پس به عنوان نمونه باید بگوید :" Hello. How are you?" همین و بس . چه نیاز به دانستن اطلاعات و توضیحات بیشتر است.
امّا در خصوص لغات هر درس باید گفت که در هر درس متناسب با نقش‌های زبانی مورد استفاده در آن درس نیاز است لغاتی نیز فراگرفته شود. به عنوان نمونه در درس سوم که قرار است دانش آموز سن خود و دوستان خود را بگوید باید با اعداد آشنایی پیدا کند ، لذا متناسب با این موضوع باید با اعداد آشنا شود. یا در درس چهارم که باید اعضای خانواده خود را نام برده و شغل و سنّ آنها را بگوید ، لازم است تا عناوین اعضای خانواده(father, mother,…..) و مشاغل آنها را فرا بگیرد.
امّا نکات دستوری در مرحله دوم بعد از تأکید بر Fluency از سالهای بعد آن هم مانند لغات هر درس که مرتبط با نقش های زبانی مورد استفاده در هر درس می باشند ، طراحی و ارائه می شود.


سوال3: این همه لغتی که در بخش picture dictionary آمده است برای چیست؟ آیا این لغات را هم باید دانش آموزان فرابگیرند؟

پاسخ: ذکر لغات بیشتر در picture dictionary انتهای کتاب درسی برای هر درس و فعالیت بخش Talk to your teacher برای پوشش اصل آزادی و استقلال فراگیر و دبیر(Learners and Teacher Autonomy) در امر یادگیری و تدریس می‌باشد که دبیران محترم می توانند با صلاحدید خود از این امر استفاده نمایند.


سوال4:‌ نوع فعّالّیّت‌ها و تمرین‌های کتاب درسی بسیار مضحک و غیر اجرایی است و مهارته‌ای زبانی اصلاً مورد توجه قرار نگرفته اند.

پاسخ: در خصوص مهارتهای زبانی ، هر چهار مهارت از ابتدا باید مورد توجه قرار گرفته integrated skills)) و هماهنگ پیش برده شوند. فعّالّیّت‌های کلاسی از شکل انفرادی به فعّالّیّت‌های دو نفره و گروهی (pair and group work activities) باید تغییر چهره داده و توجه برFluency در تمرین‌ها و فعالیتهای آموزشی ضمن حفظ Accuracy تقویت و دنبال شود. در تطابق این فعّالّیّت‌ها با فعّالّیّت‌های مورد اشاره CLT هیچ ایرادی وارد نیست. امّا اینکه چگونه باید این فعّالّیّت‌ها در کلاس عملیّاتی شوند باید گفت که باید از فعّالّیّت دیگری با عنوان language games در کلاس‌ها بهره برد که در مقالات مناسبی به آن‌ها اشاره خواهد شد. خوب در کتاب دانش آموز بر دو مهارت گوش دادن ، صحبت کردن و تا کمی خواندن ، تمرکز شده است و در کتاب کار بر دو مهارت نوشتن و خواندن ،‌ لذا از این نظر نیز تطابق رعایت شده است.


سوال5: چرا در کتاب کار تمرین‌ها به این صورت هستند؟ دانش آموز کجا می تواند هنوز حروف را یاد نگرفته کلمه بنویسد و یا کلمه بخواند؟

پاسخ : نگرش سواد آموزی (literacy) در این دوره آموزشی ، آموزش کل به جزء (Whole to part) می‌باشد. بهترین شیوه یادگیری مورد استفاده در دنیا همین روش است چرا که روانشناسان به این نتیجه رسیده اند که آموزش حرف به حرف اشتباه محض است." Letter by letter instruction is wrong " . دانش آموزان در این سن و سال دیگر مشکل نحوه نوشتن ندارند بلکه کافی است شکل مورد نظر را دیده و بنویسند. همین که می‌توانند بنویسند، ‌قادر به خواندن آن کلمه نیز هستند. با این روش هم مشکل نحوه تلفظ حروف و کلمات و هم املاء آن‌ها حل می‌شود. این شیوه ، شیوه ای است که امتحان پس داده و مورد اقبال جهانی است. نحوه چیدمان تمرین‌ها هم منطقی است، یعنی از شناخت کلمه به نوشتن کلمه ختم می‌شود.


سوال6: چرا اسامی فارسی استفاده شده و حتّی ماه های شمسی به کار گرفته شده است. مگر نباید با فرهنگ زبان مقصد آشنا شد؟ این چه کاری است که انچام شده و کاملا به نظر من کار اشتباهی است؟

پاسخ: تغییر رویکرد ESL / EFL به EIL که قبلا به آن اشاره شد و تبعیّت از اصول حاکم بر این نگرش در طراحی کتاب درسی و امر تدریس نیز بسیار مهم و ضروری است. یکی از اصول حاکم بر این نگرش عدم دخالت فرهنگ زبان مقصد در یادگیری است . عمده علت امر هم این است که چون زبان انگلیسی به عنوان یک زبان خارجی EFL در حال تدریس است و فرهنگ زبان مقصد در کشور ما شناخته شده نیست ،‌ خود این امر سدّی در مقابل یادگیری یک زبان می‌شود. اموری هستند که یادگیری آنها سهل و آسان است ، ولی اگر بخواهیم با این امور آموزش را شروع کنیم مشکلات فراوانی پیش روی فراگیر گذاشته ایم. یادگیری این امور از قبیل ایّام هفته ، ماه ها ، نام ها و ... اموری نیستند که یادگیری آنها در ابتدای یادگیری یک زبان آنقدر اهمّیّت داشته باشند ، لذا در این نگرش باید اموری که موجب سد شدن راه یادگیری است کنار گذاشته شوند. استفاده از مشترکات فرهنگ بومی حتی در این مقوله می تواند کمک شایانی به یادگیری زبان مقصد نماید. و یا اینکه حتما باید فراگیر مانند Native speaker کلمات را تلفظ کند هم دیگر جایگاهی در این نگرش ندارد و هیمن مقدار که مخاطب متوجّه شود که متکلّم چه می خواهد و چه می‌گوید کفایت می‌کند. پس آشنایی با این اصول و امور در نگرش مورد اشاره لازم و ضروری است چرا که در غیر اینصورت نمی توان ادّعا کرد که شیوه های تدریس تغییر یافته و بروز شده است و تمامی مشکلات مربوط به یادگیری زبان پابرجا خواهد ماند. برای مطالعه بیشتر در خصوص این مطالب حتما در وبلاگ چرخی بزنید و مقالات مرتبط را مورد مداقّه و مطالعه قرار دهید.



سوال 7: حروف الفبای انگلیسی چگونه و کجا تدریس می شوند؟

پاسخ: تدریس و آموزش حروف الفبای انگلیسی به این صورت است که در هر

درس دو حرف consonant و یک حرف Vowel آموزش داده می‌شود و پس از اتمام حروف vowel بقیه حروف باید تدریس شوند. ابتدا دانش‌آموز نام و سپس sounds مرتبط با هر حرف را یاد می گیرد. نقطه مثبت این نوع آموزش بحث sound هر حرف است . انتخاب حروف و ترتیب آنها بیشتر به خاطر تناسب با کلمات مورد استفاده در هر درس و میزان frequency آن حروف می باشد. آموزش نیز از حروف نباید شروع شود ، بلکه آموزش حروف همانطور که در کتاب درسی در بخش sounds and letters‌ آمده باید بعد از فراگیری و تمرین بخش های Practices باشد.

منبع:http://www.cltteacher.ir